تاج الدين احمد وزير

371

بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى )

كه يكى از زمرهء * 315 * اوليا [ ء ] و قدوه اصفيا [ ء ] در به دو صبى دراه مكتب بر پنجرهء عصارخانه [ اى ] عبورومرور مىنمود و به حسن الظّن آن را مزارى مىپنداشت و گاه‌گاه به استمداد همّت در حفظ درس در آن مقام وقفه [ اى ] مىنمود آن روز چند جزو به يك طرفة العين على طرفى الّلسان مىشد و آن روز كه اعراضى و از آن مقام اغماضى مىنمود هر چند عرق كه در حفظ سبق بر جبين تكرار فرومىريخت يك ورق ياد نمىشد ، از [ ا ] ين نوع در اسعاف ايجاب ملمتس جرأتى « 1 » زيادت پيدا گشت و نيز از آن جهت خضروار اين سفينه را معيوب گردانيد تا زادگان خاطر فضلا و بنات افكار أدبا كه در مهد اين سفينه به لبان مهربانى و شفقت آن جناب پرورش مىيابند از تطاول غضب و أخذ ملوك بحار جهل مصون و سالم ماند * 316 * به مقتضى جنبيدن هركسى ز [ ا ] نجا كزوست دو سه نكته و بذله از كلمات ارباب تصوف صورت كتابت مىيابد بزرگان خرده بر خردان نگيرند من كلمات شيخ الشّيوخ صدر الدّين محمد بن محمود الاشنهى « 2 » روّح اللّه روحه قوله تبارك و تعالى وَ كَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ « 3 » ، آن كواكب سياره دريچه‌ها [ ى ] شاهد ز صنع احديّت بود چون نظر ابراهيم « 4 » بر دريچهء زرين آفتاب افتاد جمال قدرت ظاهر ديد گفت : هذا رَبِّي « 5 » اشارت هذا به جمال بود نه به دريچه همى ناگاه باد افول دريچهء وجود كواكب برهم زد جمال محتجب گشت ابراهيم گفت : چون اين دريچه به كار نيست كه در معرض اين تندباد است لا أُحِبُّ الْآفِلِينَ « 6 » همچنين قدم‌قدم برتر مىرفت چون همه دريچه‌ها * 317 * بسته شد دانست كه از [ ا ] ين دريچه‌ها كارى بر نمىآيد در سرّش گفتند كه آن دريچه كه تو مىطلبى مگر دريچه [ اى ] باشد كه صاحب

--> ( 1 ) جرءتى . ( 2 ) اين كلمه ظاهرا اين گونه خوانده مىشود . ( 3 ) قرآن كريم ، سوره انعام ( 6 ) آيه 75 . ( 4 ) ابرهيم به پيروى از رسم الخط عربى . ( 5 ) قرآن كريم ، سوره انعام ( 6 ) آيه 77 . ( 6 ) قرآن كريم ، سوره انعام ( 6 ) آيه 76 .